راه نجات بشریت «برگرفته از کتاب جهان خلقت در پناه اهل بیت»

    کتاب جهان خلقت در پناه اهل بیت علیهم السلام دهمین کتاب نفیس منتشر شده به قلم حجت الاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی می باشد که در اوج شیوع ویروس کرونا در دنیا و به دلیل توجه بشریت به پناهگاه اصیل جهان خلقت یعنی اهل بیت علیهم السلام خصوصاً ولی دوران امام زمان ارواحنافداه تألیف شده است.
    این اثر که بصورت رساله ای مجمل ارائه شده است به خصوصیت والای پناهگاه بودن ائمه ی اطهار علیهم السلام در جهان خلقت اشاره می کند و همگان را به شاهراه اصیل نجات و سعادت بشریِ عصر یعنی امام زمان علیه السلام رهنمون می سازد.
    به دلیل استقبال کم نظیر مردمی از این اثر ، بخشی از این اثر فاخر را در اختیار کاربران محترم قرار می دهیم تا از آن بهره کافی و وافی را ببرند.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    … زندگی پیچ و تاب های فراوانی دارد و ما در این ناهمواری ها رهگذر تلاطم های بی حد و حصری هستیم که جامعه را ملتهب تر از دیروز و آشفته تر از هر زمان نموده و در این مسیر زخم ها عمیق تر و دردها طاقت فرساتر شده و دل های مضطر، سودای یأس و نا امیدی در کویر تفتیده ی غم سر می دهند.
    آنجاست که ناگزیر بشر به سمت یک کمال مطلق رهنمون و دست نیاز به سوی خالقی بی نیاز دراز کرده و وجود خود را در دایره ی امن عبودیت و بندگی او قرار می دهد و حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ را از خدا و ائمه ی هدی طلب می کند.
    گاهی قلم با جوهره اش اعجاز و گاهی نیز با جوهرش روی خود را سیاه می کند و از آنجایی که انسان ذاتاً به دنبال کمال و دفع ضرر و تسکین آلام بشری می باشد، شایسته است در تلاطم های زندگی در طلب رهایی ، سطح تعمق خود را وسعت بخشیده و درد را بشناسد و منشاء آنرا از نگاه و زوایای مختلف بررسی نماید و در امتداد آن احتمال دهد که شاید خود منشاء درد بوده و برای یکبار هم که شده آن زخم کهنه را در وجود خود جستجو کند.
    بازگشت به خود، نخستین راه دفع التهابات یک جامعه است و می توان گفت تمام ناهنجاری های بشریت از آنجا آغاز شد که آدمی از اصل و حقیقت خویش غافل گشت و از معنویات و حصن حصین الهی فاصله گرفت و پس از آن با کوچکترین نسیم سرد شبانگاهی، گلبرگ های وجودش، نغمه خوان فصل خزان و محنت شده و از اینرو خدای متعال برای در امان ماندن از آفات و بلیات، پیامبران و امامان و فریاد رسانی را از جانب خویش برگزید تا بتوانند مردم را در پناهگاه الهی خویش جای داده و آنها را به سوی فطرت، حقیقت و پاکی سوق دهند، تا از اصل و اساس خویش غافل نگشته و تباهی و ظلمت را در حریم آسمانی خویش راه ندهند.
    در روزگاری که همه ی مردم هر کدام به نوعی در سختی و تلخی های دنیایی خود غوطه ورند و بلاها از هر طرف آنها را احاطه نموده و از هیچ کس کاری بر نمی آید و با یک ویروس فراگیر آنچنان دچار سرگردانی و ترس و حیرت می شوند که هیچ کس نمی تواند آنها را آرام و در پناه خود قرار دهد، آن زمان است که فطرت پاک بشری در قلب خود یک غوث و یک منجی و یک فریادرسی را فریاد می زند تا بتواند خویشتن را از منجلاب حوادث روزگار برهاند و سرشت پاک خویش را از دریچه ی موعود به سر منزل مقصود برساند.
    حقیقتاً چه باید کرد و در وانفسای دوران تاریک دنیا به کدامین پناهگاه باید پناهنده شد ؟!
    به کجا کاسه ی گدایی خود را رو کنیم و به دامان چه کسی چنگ زنیم و در مشکلات و بلایای همه گیر دست التجاء به کدامین خانه دراز کنیم تا آرامشی قلب ما و جهان خلقت را در بر بگیرد؟!
    پاسخ این سؤال را در روایتی بسیار زیبا و دلنشین از هادی امت، حضرت امام علی النقی علیه السلام درمی یابیم تا بشریت بداند نزدیکترین راه برای نجات از تلاطم های سخت و طاقت فرسای روزگار چیست و به کدامین سو قدم برداریم.
    در زمان حضرت امام هادی علیه السلام، یکی از شیعیان از شهری دور به ایشان نامه‌ای نوشت و از آن حضرت سؤالی پرسید که یابن رسول الله! من از شما دور هستم و گاهی حاجات و مشکلات و سؤالاتی دارم، چگونه با شما ارتباط برقرار کنم (و پناهنده  به حصن حصینتان گردم) ؟!
    امام عطوفت و مهربانی، حضرت هادی علیه السلام در جوابش نوشتند :
    «إِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَحَرِّكْ شَفَتَيْك فَإِنَّ اَلْجَوَابَ يَأْتِيكَ ‏ »
    هرگاه حاجتی داشتی کافی است، لبت را حرکت بدهی!، كه جواب براى تو خواهد رسيد. (ما از شما دور نيستيم).
    … و چه شیرین است برای ما، پدری مهربان ، در همین نزدیکی ، که کافی است تا ، لبت را تکان بدهی و با او سخن بگویی !، او از ما دور نیست !.
    وی در این فراز از کتاب خود با احساساتی شگرف نسبت به امام زمان علیه السلام  سخنانی از دل بر قلم جاری می کند و می نویسد:
    وقتی کلام زیبای امام هادی علیه السلام را خواندم، ناخودآگاه بغضی گلویم را فشرد و لب هایم به لرزه در آمد و زبان دلم مترنم به سخنی با امام زمانم شد که در این برهوت تنهایی، در این سرگردانی و التهاب و وحشت روزگار و میدان داری بلایا دلمان تنها و تنها به نیمه نگاه شما خوش است؛ و امید و پناهی جز شما برای ما نیست.
    مولای من! امام مهربان!
    فرمودند: إِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَحَرِّكْ شَفَتَيْك !
    ای قامت رعنای محبت بر زمین، ای دلسوزتر از پدر و ای مهربان تر از مادر!
    برکت از باران و نور از روشنایی رفته است، جهان تاریک است و عبور ثانیه‌های تردید؛ دل‌ها را بی تاب می‌کند ، برای نجات بیا ! بیا و پناه بغض‌های شکسته‌ی ما باش!.
    ما جز شما کسی را نداریم! غوث امت تویی! پناهگاه خلقت تویی! امید عترت تویی!
    نامت را كه مى‌برم دلم چه قرص مى‌شود!چنان كوه‌ها كه ستون‌هاى زمينند،عمود سياره ی سرگردان قلبم مى‌شود . نامت را كه مى‌برم اقيانوس موّاج دلم چه آرام مى‌شود!.
    تمام ترديدها كه ته نشين مى‌شوند، تصوير تماشائى مهرت در آن جلوه‌گر مى‌شود .
    مولای من! حال دنیا خوب نیست! گرفتاری و غم، ترس و اضطراب، ظلم و فساد… گلوی دنیا را می‌فشارد!!،چنان شانه هايمان در زير آوار فتنه هاي آخرالزمان سنگين شده كه تاب سر بلند كردن نداريم. به فريادمان برسيد كه نفس هايمان به شماره افتاده اند.
    آهسته می گویم که قلبت جریحه دار نشود! دلم، یک حالی است، انگار کسی روی یک زخم قدیمی نمک می‌پاشد و تا عمق جانم می‌سوزد. حرم ها خلوت شدند، صدای ندبه‌ای بین دیوارهای حیاط گوهر شاد نمی پیچد. خبری از آمدم ای شاه پناهم بده… نیست. کربلا خلوت ، نجف خلوت ، مکه خلوت! مدینه…
    دوباره این صحن‌ها شلوغ می‌شود. این روزها هیچوقت از خاطرمان پاک نمی‌شود. ولی مدینه آن کنج حیاطش که پشت نرده‌های سبز زندانیست. بهشت زمینی ما بود. که سالهاست خلوت است.
    سلام بر خلوت نشین زمین!.آقای بی قرینم … ترحمی کن به ما!
    کاش می فهمیدیم تمام مشکلات ما از نبودن شماست.
    خورشید من! کِی طلوع می کنی؟
    تنهایت گذاشتیم…و در هیاهوی دنیا، صدایت را گم کرده ایم. حالا که به تاوان این غفلت، از زمین و زمان بلا می بارد، به دامان خودت پناه می آوریم.
    حضرت پدر! صدای فرزندان‌ گنهکارت به آسمان نمی رسد؛ پس خودت برایمان استغفار کن.
    «يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا، إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ»
    حال که در عصر تاریک غیبت امام زمان ارواحنافداه هستیم می بایست دل را در گروِ آن پناهگاه عالم و امید قلب خاتم و تنها کلید قفل غم ها نهاد و آرامشِ اضطرار و مرهم زخم های کهنه ی روزگار را تنها از او خواست.
    اوست که قلب خسته را آرام می کند و استخوان شکسته را تسکین می بخشد.
    اوست که پناه همه دردمندان و انیس دل شب زنده داران است!
    اوست آنکس که خدا او را غوث و فریادرس امت نام نهاد و حتی مادر مظلومه و مجروحه اش نیز در پشت در نیم سوخته، نام او را زمزمه می کرد و با یاد او آرام می گرفت!.
    هر دل مضطری که از هر جا قطع امید کرد، از درد و غمش به گوشه ای پناه برد تنها تکیه بر آستان با کرامت او می نهد و با اشک و هِق هِقی از روی عجز و ناامیدی دست بر سینه، با قامتی خمیده عرضه می دارد سلام علی آل یاسین!.
    خدا سوره ای دارد به نام اشک که آن را در دل های مضطر نازل می کند تا بارش رحمتش بر کویر تفتیده جان ها فرود آرد.
    قلبی که شکسته و از همه جا نا امید است دیگر مجال آن ندارد تا درب دیگری را بکوبد که حاصلش جز خاری و سبکی و شکستگی چیزی نیست.
    ای گرفتار ای نا امید!…حال برخیز ! فَحَرِّكْ شَفَتَيْك ، آل یاسین بخوان! فَحَرِّكْ شَفَتَيْك ، سلام الله الکامل را زمزمه کن!.
    آرامش دل ها تنها با ساییدن جبهه و خاکساری بر آستان قدس مهدوی اش حاصل می شود و در سختی ها و تلخی های روزگار، تنها امام زمان است که می تواند یاری مان کند و تنها اوست که در هر زمان و مکانی می توانیم صدایش کنیم و با او سخن بگوییم.
    وی در بخش دیگری از این اثر نفیس می نویسد: مهمترين نياز بشریت نياز به آرامش و مقام امن است و از اینرو انسان همواره در پی تحصيل مقام امن دائماً در تلاش و كوشش می باشد و در روایات متواتره، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، بعنوان «كَهْفُ » معرفی شده اند. از آنجایی که پناهگاه اصیل و ذاتی خداوند جلّ اسمه است. امامان نور هم از آن رو که بندگان برگزیده ذات مقدّس ربوبی هستند تجلّی کهف ربوبی هستند. بنابراین پناهندگی به آنان در حقیقت پناهندگی به ذات مقدّس ربوبی است چون آنها هم به اذن او پناه می دهند. اینجاست که آمیختگی توحید و ولایت معنا می یابد، از یک سو در حدیث معروف سلسلة الذهب می خوانیم: «کلمة لا اله الّا اللّه حصنی؛کلمه توحید دژ من خداوند است»  و از سوی دیگر می خوانیم: «ولایة علی بن ابی طالب حصنی؛  ولایت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام دژ محکم من است».
    مهمترين نياز بشریت نياز به آرامش و مقام امن است و از اینرو است كه انسان همواره در پی تحصيل مقام امن دائماً در تلاش و كوشش می باشد.
    واژه ی «كهف» به معناى پناهگاه ، بارها در متون روايى و در شأن اهل بيت عليهم السلام تكرار شده است ، چنان كه حضرت صدیق اکبر و فاروق اعظم امیرالمؤمنین على عليه السلام در معرّفى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد:
    «هُمْ مَوضِعُ سِرِّه وَ لَجَأُ أمْرِهِ وَ عَيْبَةُ عِلمِهِ وَ مَوْئِلُ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ كُتُبِهِ وَ جِبالُ دينِهِ ، بِهِمْ أقامَ انحِناءَ ظَهرِهِ وَ أذهَبَ ارْتِعادَ فَرائِصِهِ ».
    آل محمّد علیهم السلام امينان اسرار خداوند و پناهگاه اوامر او و معدن علم او و مرجع حكمت او و خزانه كتابهاى او و قله‏ هاى رفيع دين او. قامت خميده دين به پايمردى آنان راستى گرفت، و لرزش اندام هايش به نيروى ايشان آرامش يافت.
    این دانشمند وارسته در فرازی دیگر از این کتاب با تبیین پناهگاه بودن امام زمان بر بشریت می نویسد: یکی از القاب خاصّه ی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف «غَوْث» می باشد که در زیارت معتبره وارد شده و معنی آن «فریاد رس» است. بنابراین در همه ی گرفتاری ها مخصوصاً زمانی که بیچارگی و اضطرار سراسر وجودمان را احاطه کرده، باید به منتقم آل الله امام زمان صلوات الله علیه متوسل شویم و بدانیم همه ی گرفتاری ها و سختی هایی که به ما می رسد بر اثر غیبت آن حضرت است، و ما موظف هستیم برای ظهور آن بزرگوار دعا کنیم.
    درخاتمه ی این کتاب متن و ترجمه ی زیارت آل یاسین و دعای شریف سلام الله الکامل… برای توسل و تمسک به ساحت قدس مهدوی درج شده است.